سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

نقد فیلم سرگیجه | سرگیجه فیلمی فراتر از سینما

فیلم سرگیجه

نقد فیلم سرگیجه : اسکاتی فرگوسن (استوارت) برای تماشای شبح مانند مادلین الستر (نواک) ، زن جوان آشفته استخدام می شود. او عاشق می شود ، اما سرگیجه او را ناتوان می کند تا از جهش خودکشی او از یک برج ناقوس جلوگیری کند. او که از نظر ذهنی ترسیده است ، در سانفرانسیسکو گشت و گذار می کند تا اینکه با جودی ، یک زنگوله مرده برای مادلین دیدار می کند و پس از آن حقیقت به آرامی آشکار می شود.

با مقاله نقد فیلم سرگیجه با سایت مداد همراه باشید.

خود را بر روی غلتکی در بالاترین قله مدار آن تصویر کنید. آن لحظه ترسناک قبل از اینکه معده شما به جهنم فرو رود ، بهترین توصیف در مورد سرگیجه است. این همان چیزی است که جیمی استوارت از اینجا رنج می برد و این همان چیزی است که ترک تئاتر را پس از تماشای ناراحت کننده ترین شاهکار هیچکاک تجربه خواهید کرد.

با سرسختی از منفی نابود شده سال 1958 به چاپ 70 میلی متری با شکوه تیمی که اسپارتاکوس را تجدید کرد ، سرگیجه اکنون می تواند نسل کاملاً جدیدی از سینماگران را وحشت زده و اغوا کند و هنوز هم از قدرت فکری کافی برخوردار باشد تا یکی از بهترین فیلم های آمریکایی باشد ، اگر نه بهترین آنها. تا حالا ساخنه شده.

اول و مهمترین این یک هیجان ترسناک است ، اما بیشتر عمیق شوید و ارجاعات شومی به “جهنم” دانته ، کدهای رنگی روانشناختی و بحث برانگیزترین نکته ، استاد تعلیق در آخر وارد کردن روح خود به فیلم پیدا خواهید کرد. پس از مرگ و میر در پشت بام ، از این نیرو استعفا داد ، اسکاتی فرگوسن (استوارت) برای تماشای شبح مانند مادلین الستر (نواک) استخدام می شود ، زنی که ظاهراً توسط یک کنتس مرده تسخیر شده است. او عاشق می شود ، اما سرگیجه او را ناتوان می کند تا از جهش خودکشی او از یک برج ناقوس جلوگیری کند.

نقد فیلم سرگیجه

نقد فیلم سرگیجه

او که از نظر ذهنی ترسیده است ، بی هدف در سانفرانسیسکو می چرخد ​​تا اینکه با جودی (همچنین نواک) ، یک زنگوله مرده برای مادلین ، ملاقات می کند ، و پس از آن حقیقت به آرامی آشکار می شود. فیلم سرگیجه ارتفاع گیج کننده بسیاری از مشاغل افسانه را ارائه می دهد. نیس گای استوارت هرگز چنین پیچیده و محاسبه گر نبوده است ، نواک هرگز بیشتر مسحورکننده نبوده و امتیاز برنارد هرمان با شکوه است.

حتی اعتبارهای چرخشی Saul Bass شما را در آغوش گرفتن قرار می دهد ، اما هیچکاک شخصیت خود را در هر صحنه مهر کرده است. با استفاده از تکنیک های انقلابی – شات بزرگ نمایی بزرگ به جلو ، شلیک بی نظیر ، پایان وحشتناک و ضعیف – هیچکاک وسواس با عشق رمانتیک و فریب زن در این داستان خارش مهره ای از هویت اشتباه دیده می شود. برای این یکی در ردیف جلو بنشینید ، نزدیکترین چیزی است که در سال به نبوغ خواهید داشت.

دنباله عنوان مسحورکننده فیلم سرگیجه ، کلاژ چشم انسان است که با مارپیچهای لیساجوس ، حلقوی عنکبوتی کنار هم قرار گرفته و یک ریاضیدان فرانسوی برای بیان معادلات عددی طراحی کرده است. این اولین فیلم Saul Bass برای یک فیلم هیچکاک بود ، و همانطور که کمرنگ شد ، ما به صحنه ای پرتاب می شویم که امضای استاد را با همان تأکیدات اعتبار آغازین باس نشان می دهد: جیمی استوارت ، به عنوان کارآگاه پلیس اسکاتی فرگوسن ، و شریک زندگی اش در تعقیب داغ یک فراری از پشت بام سانفرانسیسکو.

در مد کلاسیک هیچکاک ، این تعقیب و گریز به این اوج می رسد که اسکوتی پا را روی سقفی با شیب تند از دست داده و در نوک انگشتانش از یک ناودان شلخته آویزان می شود. شریک زندگی در تلاش برای نجات او ، جان خود را از دست داد و اسکاتی با وحشت به بدن خرد شده خود در روسازی زیر خیره شد.

چگونگی فرار اسکاتی از مخمصه خود هرگز توضیح داده نمی شود ، اما تصویر چسبیده او به لب ضعیف ساختمان به عنوان استعاره ای از وضعیت روحی خطرناک وی در طول حوادث بعدی است: مطابق با رعب وحشت از ارتفاعات ، اسکاتی مردی است معلق در ورطه عاطفی و روانی ، که در آن وسواس فجیع با زنی که وجود ندارد محکوم به غرق شدن است.

تاج موفقیت هنری بی نظیر آلفرد هیچکاک به عنوان کارگردان ، فیلم سرگیجه یک فیلم عجیب و غریب از زیبایی نفس گیر است ، فیلمی که مانند یک رویای آزار دهنده در حافظه ماندگار است. این اثر براساس رمانی از نویسندگان فرانسوی پیر بویلو و توماس نارسخاک به نام Sueurs Froides (D’entre Les Morts) ساخته شد. هیچكاك و دو نویسنده ای كه روی فیلمنامه كار می كردند (الك كاپل و به طور مtiveثرتر ، سام تیلور) وقایع را از مارسی پس از جنگ به كالیفرنیای معاصر منتقل كردند اما طرح اصلی را دست نخورده نگه داشتند.

پیچیدگی های بسیاری که در این ماجرا وجود دارد مانع از خلاصه ای جزئی می شود ، اما در اصل این داستان یک کارآگاه است که عاشق یک زن جوان معمایی می شود که دنبالش می رود.

به نظر می رسد این زن ، مادلین ، با نفرین اجدادی به سمت خودکشی کشیده شده است. هنگامی که او از برج یک ماموریت باستانی به سمت مرگ خود پرید ، کارآگاه پریشان شیفته تاریکی می شود و با دیدن شباهت مادلین در زن دیگری به نام جودی ، او سعی می کند عشق از دست رفته خود را با قالب بندی او در تصویر مادلین از نو بسازد.

نقد فیلم سرگیجه

نقد فیلم سرگیجه

در میان انبوهی از پیچ و تابهای طرح ، مشخص می شود که جودی و ‘مادلین’ در واقع همان زنی هستند (هر دو کیم نواک را با دقت یخی بازی کرده است) ، اولی شخص دوم را در یک طرح پیچیده برای سرپوش گذاشتن بر قتل مادلین واقعی در این کتاب ، فاش شدن جودی – یا بودن – آن فانتاسم مورد نظر او ، کارآگاه را دیوانه می کند و او را با عصبانیت خفه می کند.

در فیلم سرگیجه اسکاتی ، که با ترس از ارتفاع مبارزه می کند ، سقوط او را از برج همان ماموریت مشاهده می کند که در آنجا شاهد خودکشی جعلی “مادلین” بود. این یک کتاب خیره کننده برای مقدمه آغازین است ، عدالت شاعرانه برای همدستی جودی در قتل مادلین واقعی و از نظر اسکاتی ، دوبار که معشوق دفاعی خود را دو بار دیده است ، یک فاجعه سالم و خردکننده.

بخشی از رمز و راز قتل ، بخشی از داستان عاشقانه پیچیده ، فیلم سرگیجه یک تجربه شدید برای همه افراد درگیر بود. گرفتار تاخیرهای بی پایان ، تا حدودی به دلیل وضعیت سلامتی هیچکاک (به دنبال جراحی اورژانسی برای سنگ کیسه صفرا ، با بازیگران زن مصاحبه کرد و از بستر بیماری خود ریاست کنفرانس های فیلمنامه را بر عهده داشت) ، این یک فیلم شاد نبود. در طی حاملگی طولانی مدت فیلم سرگیجه ، ورا مایلز ، گزینه اصلی هیچكاك برای مادلین / جودی ، باردار شد و نواك جایگزین وی شد.

هیچكاك بلافاصله از او بیزار شد ، تا حدودی به این دلیل كه او به ادیت هد طراح لباس بسیار بلد بود كه هر رنگی به جز خاکستری را بپوشد (هیچكاك اصرار داشت كه مادلین را با یك لباس خاکستری محكم تنگ پوش كند) ، اما بیشتر به این دلیل كه او مادلین او نبود. ، و او هرگز نتوانست به خاطر آن کاملاً او را ببخشد.

او در صحنه فیلم سرگیجه او را مورد آزار و اذیت قرار داد ، به او دستور داد تا به روشی خاص راه برود و با استفاده از رگه های معروف سادیسم خود ، او را به لباس های عمدی ناخوشایند و کمر تنگ دوخت. یک تقارن وهم انگیز بین رفتار هیچکاک با نواک و اسکاتی از جودی وجود دارد.

با این وجود ، فشارهای جسمی و روحی فیلمبرداری به لحن نامطبوع فیلم و بازی های عالی بازیگران اصلی کمک کرد. به ویژه استوارت ، یك سرسپرده هیچكاك ، ذخایر آسیب پذیر ، رنج و عصبانیت تاكنون استفاده نشده را آشكار می كند. نواک نیز در نقش دوگانه دوتایی خود را سرآمد می کند ، پیامدهای بحران هویت که ذهن را گیج می کند.

کل فیلم سرگیجه ، مکانهای درخشان سانفرانسیسکو ، که توسط روبرت بورکس ، فیلمبردار سینما ، حجاب مبهمی از غیر واقعی بودن را در خود گرفته است ، غرق در مالیخولیای برجسته ای است. صحنه های خاصی دارای کیفیت آشکار طیفی هستند که تخیل را شکار می کند.

هنگامی که ما برای اولین بار “مادلین” را در گورستان دیدیم ، او را در یک چراغ سبز شبح غسل می دهند. بعداً ، هنگامی که به دستور اسکاتی سرانجام جودی به عنوان مادلین ظاهر شد ، او با چراغ های نئون سبز یک خیمه شب تئاتر (با الهام از خاطرات هیچکاک از تئاتر در کودکی) روشن می شود.

صحنه با بوسه معروف به پایان می رسد. در نمای نزدیک ، اسکاتی جودی را می گیرد و با خشونت او را می بوسد ، به نظر می رسد دوربین در حالی که اسکاتی توسط خاطرات مادلین منتقل می شود ، در اطراف آنها می چرخد ​​(در واقع این مناظر بود که می چرخید). در اینجا ، همانند سایر لحظات مهم ، مضمون تکراری نمره دردناک برنارد هرمان به یک کرسندو تبدیل می شود. موسیقی هرمان کاملاً در روحیه کوچک کل فیلم سرگیجه یکپارچه است. موضوع اصلی اغلب با “Liebestod” از Tristan Und Isolde واگنر مورد علاقه Hitchcock مقایسه شده است.

نقد فیلم سرگیجه

فیلم سرگیجه

همانطور که عادت او بود ، هیچکاک تصمیم گرفت که خواستارترین صحنه ها را در اواخر عکاسی اصلی فیلمبرداری کند. پیشگفتار پشت بام تقریباً در آخرین روز فیلمبرداری شد. با این وجود دوربین ها برای آخرین بار چرخیده اند:

“Sc 21. اضافی کشتی سازی آقای هیچكاك دوربین را از چپ به راست و عبور از ورود اسكاتی دور می كند. اسکاتی مکث می کند تا با گاتمن که با اشاره اشاره می کند صحبت کند و اسکاتی به بیرون و بیرون می رود. “

یک جز اساسی برای اطمینان ، اما هنوز هم به دلایلی یک کار ناموزون و بی سر و صدا برای یک فیلم به همین مشکل ، نگران کننده و غیرممکن است.

پایان مقاله نقد فیلم سرگیجه

بیشتر بخوانید:

نقد فیلم رستگاری در شاوشنک | The Shawshank Redemption‎‏ | ترانه ای امید

نقد فیلم راننده تاکسی | Taxi Driver | اثر مارتین اسکورسیزی

نقد فیلم صورت زخمی | Scarface | تبدیل یک پناهنده به صورت زخمی

نقد فیلم دوستان خوب | نگاهی نو به دنیایی تبهکاری

نقد فیلم کازابلانکا | عاشقانه‌‌ای در میدان جنگ

نقد فیلم قهرمان اصغر فرهادی | صداقت ، افتخار و بهای آزادی

نقد فیلم گاو خشمگین مارتین اسکورسیزی

نقد فیلم ۱۲ مرد خشمگین | نقد و تحلیل فیلم دوازده مرد خشمگین

نقد فیلم بادی که در مرغزار می وزد

43
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان