سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

نقد فیلم کازابلانکا | عاشقانه‌‌ای در میدان جنگ

فیلم کازابلانکا

احتمالاً جای هیچگونه اظهارنظری نیست که بگوییم فیلم کازابلانکا ، مسلماً محبوب ترین فیلم آمریکا ، بیش از هر فیلم سینمایی در مورد آن کلمات نوشته شده است. با گذشت سال ها از انتشار آن در سال 1943 ، افسانه ها و شایعات پیرامون ساخت فیلم کازابلانکا تقریباً به اندازه محصول نهایی مورد توجه قرار گرفته است. برخی از معروف ترین و اغلب تکرار شده ترین حکایات شامل تهیه کنندگی بازیگران فیلم Hal Halist Wallis در بازیگران نزدیک رونالد ریگان و آن شریدان در نقش ریک و ایلسا ، وجود دو فیلمنامه برای آخرین روز تیراندازی است (نسخه ای که به پایان رسید فیلمبرداری شد ؛ نسخه دیگر و تولید نشده ، ریک و ایلسا را با هم نگه داشت) و گزارش تنش در پشت صحنه بین چندین بازیگر اصلی بود.

با مقاله نقد فیلم کازابلانکا با سایت مداد همراه باشید.

با این وجود ، در نهایت ، گرچه بررسی و کالبدشکافی همه چیزهایی که در ساخت فیلم کازابلانکا وجود دارد جذاب است ، اما بیشترین لذت هر کسی که می تواند از این فیلم بدست آورد ، صرف تماشای آن است. گذشته از برخی دانش های اساسی در مورد تاریخ اخیر جهان ، برای قدردانی از قدرت و قدرت فیلم ، پس زمینه کمی لازم است. فیلم کازابلانکا به آنچه که فقط یک فیلم واقعاً عالی می تواند بدست آورد: بیننده را در داستان بگنجاند ، پیوندی ناگسستنی با شخصیت ها ایجاد کند و فقط اعتبارات آخر را رها کند.

فیلم کازابلانکا

برخلاف بسیاری از فیلم هایی که بعداً کلاسیک شدند ، فیلم کازابلانکا در زمان خود محبوب بود ، اگرچه کادری از مسئولان برادران وارنر متقاعد شدند که این یک شکست گیشه ای خواهد بود. این فیلم 8 نامزدی اسکار کسب کرد که منجر به سه اسکار (بهترین فیلمنامه ، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم) شد. در ادامه این فیلم یک زندگی طولانی و سالم در انتشار مجدد ، تلویزیون و (در نهایت) ویدیو داشت.

این شامل تعدادی از خطوط قابل تشخیص است (“اینجا بچه شما را نگاه می کند” ، “از تمام مفاصل جین در تمام شهرهای جهان ، او وارد من می شود”) ، “مظنونان معمول” را جمع کنید ، “لویی ، من فکر کنید این آغاز یک دوستی زیبا است “،” ما همیشه پاریس را خواهیم داشت “،” مشکلات سه انسان کوچک به یک تپه لوبیا در این دنیای دیوانه نیست “). از قضا ، شناخته شده ترین گفتگوی کازابلانکا ، “دوباره آن را بازی کن ، سام” ، حتی در فیلم نیست. مانند “Beam me up، Scotty” کاپیتان کرک ، یک خط آخرالزمانی است. نزدیک ترین فیلم به “پخش آن” یا “پخش هرچه زمان می گذرد” است.

اولین باری که فیلم کازابلانکا را دیدم یادم می آید که چقدر “مدرن” به نظر می رسید. در حالی که بسیاری از فیلم های دهه 30 و 40 با دیدن امروز به طرز وحشتناکی قدمت به نظر می رسند ، کازابلانکا کاملاً ایستاده است. مضامین دلاوری ، فداکاری و قهرمانی هنوز صادق است. گفتگو هیچ یک از زیرکی و زیرکی خود را از دست نداده است. فضای (و با فیلمبرداری سیاه و سفید عالی) ، تعدی به تاریکی ، مانند همیشه ملموس است. و شخصیت ها هنوز بیش از پنجاه سال پیش کاملاً عمل کرده و سه بعدی هستند.

تقریباً همه داستان را می دانند که حدود یک سال پس از حمله آلمان ها به فرانسه می گذرد. ایلسا (اینگرید برگمن) و همسرش ، مبارز آزادیخواه چک ، ویکتور لازلو (پل هنرید) ، در کافه ریک در کازابلانکا گشت و گذار می کنند. این دو از دست نازی ها فراری هستند و برای پایین آمدن در دروازه شبانه متعلق به آمریکا آمده اند. اما دولت محلی تحت کنترل آلمان به ریاست کاپیتان لوئیس رنو (کلود راینز) در حال حرکت است و لازلو مجبور است سریعاً اقدام کند تا نامه های حمل و نقل مورد نظر خود را بدست آورد و سپس فرار کند. ایلسا نمی داند که کافه توسط ریک بلین (همفری بوگارت) ، عشق واقعی زندگی او اداره می شود. وقتی این دو همدیگر را می بینند ، جرقه هایی پرواز می کند و خاطرات یک دوره افسون شده در پاریس دوباره برمی گردد.

فیلم کازابلانکا

بوگارت و برگمان. وقتی کسی از فیلم کازابلانکا نام می برد ، این دو نامی است که به ذهن خطور می کند. بازیگران هر دو کاملاً انتخاب شده اند و چنان تنش محسوسی رمانتیک ایجاد می کنند که تصور شخص دیگری در بخشهایشان غیرممکن است (و تصور اینکه احتمالاً اولین گزینه های تهیه کننده نبوده اند تصور غیرقابل تصور است). بوگارت در اینجا به عنوان یک زن بدجنس سختگیر که قلبی شکسته را در زیر یک لایه شکسته کنایه پنهان می کند در بهترین حالت خود است. ورود ایلسا به کازابلانکا شکاف های سپر ریک را می شکافد و شخصیت پیچیده ای را آشکار می کند که طیف وسیعی از بازیگری بوگارت را می طلبد. همانطور که ایلسا ، برگمان صفحه را روشن می کند. کدام مرد از بینندگان همه چیز را رها نمی کند تا با او فرار کند؟

کمتر شناخته شده است پل هنرید ، یک رهبر عاشقانه که برای این پروژه به برادران وارنر قرض داده شد. بیشتر بینندگان ، هنرید را به عنوان “پسر دیگر” در مثلث عاشقانه می شناسند ، و گرچه عملکرد او در سطح همبازی های مشهورتر او نیست ، با این وجود هنرد کار قابل احترامی انجام می دهد. فیلم کازابلانکاچهره های شناخته شده دیگری دارد. کنراد ویدت نقش فرمانده نازی را در مسیر لازلو بازی می کند ، پیتر لور کسی است که نامه های حمل و نقل را می دزدد و سیدنی گرین استریت رئیس بازار سیاه شهر است. اما بهترین بازی در این فیلم متعلق به کلود راینز است که باشکوه است.

بوگارت و برگمن عالی هستند ، اما باران بهتر است. این بهترین نقش در یک کار حرفه ای چشمگیر است ، و جای شرم آور است که این بازیگر بهترین اسکار مکمل را که به طور شایسته ای نامزد شده بود ، نبرد. باران تقریباً در هر صحنه برجسته است ، اما مانند یک حرفه ای عالی ، او دائماً کانون توجهات را به ستاره با رده بالاتر می سپارد.

نکته جالب دیگر در مورد فیلم کازابلانکا این است که به سختی کسی در مورد کارگردان صحبت می کند. اینطور نیست که مایکل کورتیز یک هک مسافرپیشه باشد که اینجا خوش شانس شد. از دهه 20 تا دهه 50 ، کورتیز یکی از سخت کوش ترین کارگردانان هالیوود بود که بیش از 100 فیلم از جمله White Christmas ، Mildred Pierce و Yankee Doodle Dandy را رهبری کرد. (قبل از آن ، او نزدیک به 50 فیلم در اروپا ساخت ، جایی که کار خود را در سال 1912 آغاز کرد.) کورتیز یک سازنده فیلم بسیار قابل احترامی بود و کار او در کازابلانکا درجه یک بود ، اما ، به دلایلی ، تعداد کمی از افراد غیر سینمایی با او ارتباط برقرار کردند نام با این تصویر.

زیاد نمی توان گفت که هالیوود دیگر چنین فیلم هایی را نمی سازد ، زیرا پایان تلخ و شیرین راه فیلمبرداری سیاه و سفید را در پیش گرفته است. اگر کازابلانکا در آب و هوای امروز ساخته می شد ، ریک و ایلزا پس از اجتناب از شلیک گلوله در هواپیما فرار می کردند (احتمالاً ریک همان کار اسلحه دو مشت را انجام می داد که جان وو دوست دارد) هیچ دوستی زیبایی بین لویی و ریک وجود نخواهد داشت.

چه کسی می داند چه اتفاقی برای ویکتور لازلو می افتاد ، اما او دختر را به دست نمی آورد. یکی از مواردی که کازابلانکا را منحصر به فرد می کند این است که بدون اینکه تسلیم تصورات رایج از تاکتیک های خشنود کننده جمعیت شود ، به خود وفادار می ماند. و به همین دلیل ، نه با وجود آن ، کازابلانکا به عنوان یکی از بزرگترین فیلمهای ساخته شده شناخته شده است. شاید نسل مدرن فیلمنامه نویسان باید این مسئله را مدنظر قرار دهند قبل از اینکه به پایان اجباری “خوشبختانه همیشه” بپردازند.

فیلم کازابلانکا

گاه به گاه ، کسی سعی می کند فیلم را دوباره بسازد ، اما حتی بهترین آجری دوباره هم کمتر از سایه کم رنگ اصلی است. آخرین تلاش جدی ، هاوانا ، سو تفسیر بدجنسی سیدنی پولاک بود (اتفاقاً کلمه “جدی” ، سیم سیم را رد می کند). علی رغم بازیگران خوب (رابرت ردفورد ، لنا اولین ، رائول جولیا) و تغییر مکان ، این کازابلانکا به روز شده است و فیلم کازابلانکا بدون بوگارت و برگمن کازابلانکا نیست. بنابراین ، اگرچه تقریباً همه کسانی که درگیر این فیلم سینمایی افسانه ای هستند این زندگی را رها کرده اند ، اما خود فیلم در برابر آزمایش بیش از نیم قرن مقاومت کرده است تا مانند کرم به اوج برسد. فقط می توان تصور کرد که در پنجاه سال دیگر ، موقعیت آن در سلسله مراتب بزرگان همه زمانه حتی بالاتر باشد.

منبع بخش نقد فیلم سایت بامدادی ها 

بیشتر بخوانید:

نقد فیلم دوستان خوب | نگاهی نو به دنیایی تبهکاری

کتاب لالائی درد

کتاب آمریکا تور وداع

کتاب آخرین کیمیاگر در پاریس

43
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان